تبليغاتX
علی تو دیگه کی هستی
علی تو دیگه کی هستی

هرچی خواستم اینجا می نویسم وبلاگ خودمه به هیچکس هم ربطی نداره ( چه خشن )
 
درباره وبلاگ

 

آخرين نوشته ها

 

پيوند ها

 

آرشيو مطالب

 

 



اول مهر :))
سلام سلام سلام بر همگی (من که میدونم کسی جز خودم تو این وبلاگ نمیاد پس سلام بر خودم )

فردا دوباره باید بریم مدرسه خیلی هیجان میجانات خونم داره بالا میره   دوباره دوستان ناباب جدید پیدا میکنیم معلمای جدید هستن که حسابی خنده ی خون مارو بالا میبرن و همچنین درس های سخت و کشنده  من که میدونم آخرش زیر بار درس خوندن می میرم  ولی به قول سعدی که میگه :

 (سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز ... مرده آنست که دستش بزنی جُم نخورد)

این سریاله لاست هم که تموم بشو نیست هر چی نگاش میکنیم  واقعا دیگه داره مغزم سوت میکشه بسکه لاست نگاه میکنم این روزا  البته اگه مغزی داشته باشم ( که بعید میدونم )

خدا کنه این مدرسه جدیده مثله مدرسه قبلی نباشه البته مدرسه قبلی بیشتر شبیه باغ وحش یا تیمارستان یا یه چیزی تو همین مایه ها بود از مدیرش بگیر تا دانش آموزان خل و چل ( به غیر از خودم البته )

 

خب من برم شام بخورم فعلا بای تا پست بعد اگه زنده بودیم ...

 


سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 توسط علی



قدس امسال متفاوت ترین قدس(؟!)
به امید اینکه در راهپیمایی قدس امسال با شعار هایی مثله مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل و انواع و اقسام مرگ ها هنجره ی خودمون رو پاره نکنیم ...

به امید اینکه در راهپیمایی قدس به فکر مرگ دیگران نباشیم و به فکر زندگی خود باشیم ...

به امید اینکه در این راهپیمایی دیگر کسی یا کسانی کشته نشوند ...

به امید اینکه در این راهپیمایی شاهد حضور لباس شخصی های عزیز نباشیم ...

به امید اینکه فریاد کوبنده ی مرگ بر دیکتاتور به گوش کر ایشان برسد ...

و با هزاران امید دیگر حماسه ی قدس امسال را تاریخی میکنیم.....

در آخر هم بیایید همه با هم دست به دعا بشیم که بعد از نوشتن این مطلب وبلاگ من توسط چیزترینگ چیزتر نشه

و یادمان بماند که : باتوم و مشت و تفنگ دیگر اثر ندارد ..... به دیکتاتور بگویید صبرم دگر سر آمد

 


دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 توسط علی



شرکت ها اینترنتی کلاه بردار
اول از همه سلام

دوم اینکه زرشششششششک

سوم اینکه واقعا زرششششششششششک

میدونی چرا ؟؟

د نمیدونی دیگه اگه میدونستی خود کشی میکردی

از دست این شکرتای مزخرفه ارائه دهنده اینترنت پرسرعت ( که باید اسمشو میزاشتند شرکت تولیدی چغندر ) دلمون خوشه رفتیم ای دی اس ال گرفتیم ( سر عمر ) اول که این ۱۲۸ که گرفتیم ۱۲۸ رو ۶۰۰ تکه می کنن هر تیکش میره تو یه خونه پیشه یه نفر

آقا حالا اکشال نداره این کارو میکنین ... به من بگین چرا هر روز هر روز این لگن رو قعطش میکنین ؟؟؟؟

این اینترنت کوفتی هر روز یه اروری میده طوری که من دیگه متخصص ارور شدم

حالا من یه سوال دارم :

به نظر شما پولی که اینا از این شغل در میارن حلال است ؟

گزینه الف ) طبق فتوای آیت الله چغندر زاده حلال است .

گزینه ب ) طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران اگر پول را با پاک کننده اتک تمیز کنن حلال میشه .

گزینه ج ) طبق نظر عوام مردم از خون سگ حرام تر است .

گزینه د ) هر سه گزینه .

حالا دیگه جوابشو خود دانید ... من در امور شرع دخالت نمیکنم

 

آها راستی این قسمته نظراته وبلاگم خرابه  ینی مثلا ۱۴ تا نظر اومده ولی توی وبلاگ که وارد میشی زده ۱۰ تا نظر کسی هست کمک کنههههههههههههههههه

خب دیگه فعلا بای تا پست بعدی

 


دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 توسط علی



ترس
به نظر شما از چی ترسیده ؟

سلام سلام سلام خوبی چطوری منم خوبم شما بهتری خانواده خوبن سلام دارن عمه دایی خاله همه خوبن ایشالله

خب از سلام و احوال پرسی که بگذریم میرسیم بر سر موضوع اصلی : یعنی ترسسس

اول باید ببینیم اصلا ترس چی هست :

از ویکی پدیا دانش نامه آزاد :

ترسیکی واکنش احساسی به تهدید یا خطر است. ترس را از تلواسه، که معمولاً بی وجود تهدید خارجی رخ می‌دهد، باز باید دانست. علاوه بر این ترس با رفتارهای خاصِّ فرار و اجتناب مربوط است، در حالی که تلواسه ناشی از تهدیدهایی‌است که مهارناپذیر و اجنتاب‌ناپذیر تلقی می‌شود. ترس معمولاً با درد ارتباط می‌دارد. مثلاً کسی از ارتفاع می‌ترسد، چه، اگر در افتد آسیب جدی خواهد دید یا حتی خواهد مرد. بسیاری از نظریه‌پردازان، چون جان برودس واتسن و پال اکمن، پیش نهاده‌اند که ترس یکی از چند احساس بنیادین و فطری‌است (نظیر شادمانی و خشم). ترس یکی مکانیسم بقاست و معمولاً در پاسخ به یکی محرک منفی خاص روی می‌دهد.

 

خب به نظر منم ترس هم مثل حس های دیگه میمونه با این تفاوت که ترس خیلی ترسناکه 

مثلا همین دیشب از تو حیاط یک سری صدا های ناهنجار و تق و توق میومد  منم که اصلا نترسیدم ( آقا از ترس پوکیده بودم ) خلاصه اینکه ترس خیلی چیز بدیه ( البته بعضی وقتا هم خوبه ها )  ترس در مواقعی هم بسیار خوب است ( چه جلب ! ) مثلا اگه ترس توی آدما وجود نداشت من میرفتم رو پشت بوم و با کله خودمو مینداختم رو زمین ( چه حالی میده یادم باشه حتما امتحان کنم ) ولی چون ترس دارم از اینکه به قول یارو گفتنی کله پا بشم و انا له الله و انا علیه راجعون بشم خودمو مثله دیوونه ها پرت نمیکنم پایین از پشت بوم  . به همین سادگی به همین خوش مزگی  

حالا ترس از کله پا شدن و مردن که چیزی نیست بعضی ها ( خودتون میدونید کیا ) از خدا هم نمی ترسن  ( استغفرالله ) و حق مردم رو مثل باقلوا می خورن ( تاره یه آبم روش )

و خدا به داد اینا برسه که از خدا هم نمی ترسن  

یادش بخیر کوچیک که بودیم از دراکولا میترسیدیم بزرگتر که شدیم فهمیدیم دراکولا وجود نداره ولی در اصل دراکولا وجود داره البته با چهل ملیون رای و منتخب مردم  

که واقعا باید ترسید از چنین دراکولا هایی

یک جمله معروف هست که میگه : ترس برادر مرگ است ( چه جلب )

کلا هر کسی از یه چیزی می ترسه مثلا من از تجدید آوردن می ترسم

خانوما از سوسک و موش و جانوران موزی میترسن آقایون هم از خانوما و صد برابر بیشتر از مادر خانوما میترسن ( و این است چرخه ی زندگی )  

ولی نکته ظریف اینجاست که هیچ وخت ( یا وقت ) نباید از دراکولا بترسیم چونکه دراکولا یه نفره و ما چندین میلیون نفر  

خب حالا یه شعر بوشهری هم راجع به همین ترس :

مو از بَمبک نمی ترسُم مو از کلبوک می ترسم

نه از مارو نه از عقرب زدیماروک میترسم

نمی ترسم نه ازگُنج و نه از موری نه از پخچه

نه از رشک و نه از نِزگ ونه از نیتوک می ترسم

نه از دیوار رُمبیده نه از سَقف گِلُمبیده

نه از شاخک. نه از تله. نه از خِفتوک می ترسم

نه از کرکاب مادر زن. نه از فیت برادرزن

نه از جاروف خواهر زن. ز قارقاروک می ترسم

نمی ترسم نه از غُمبه نه از لُنده نه از مُنگه

میون هیرو ویر امّا. زلُه پرتوک می ترسم

نه از سوس و نه از پیسو. نه از هر آدم فیسو

نه از گبگو. نه از لُقمه نه از زَهروک می ترسم

نه از فیکه. نه از لیکه. نه از قدقد. نه از قیقه

نه از شوپر. نه از کُمتَر. نه از پیلسوک می ترسم

نه از غول و نه از غولک نه از زخم و نه از کورک

نه از بوم و نه از ناکو  نه از سنبوک می ترسم

نه از طعنه نه از کُچّه نه از بهتون نه از تهمت

شعر از جعفر حمیدی

حالا کلمه و تر کیبات:

بَمبک:کوسه ماهی

کلبوک:مارمولک کوچک

دیمارک:مارمولک بزرگ

گُنج:زنبور

رشک:تخم شپش

نزگ:تخم شپش

پخچه:مگس

رمبیده:ویران شده

گلمبیده:سوراخ شده

خِفتوک:نوعی تله

کرکاب:دمپایی چوبی

فیت:مشت

لُنده.غُمبه.مُنگه:غرغر کردن

هیرو ویر:درحین

سوس:نوعی ماهی غیر خوراکی

لُه پرتوک:هل دادن

پیسو:دلفین

فیسو:خود خواه

گبگو:خرچنگ

 

 

 


یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 توسط علی



حوصله ندارما ( بودجه هم نداریم )
داشتم آهنگای سیاوش رو گوش میدادم  دهنم آب افتاد بسکه قشنگ بود کلا باسیاوش خیلی حال میکنم و همیشه دوست داشتم متن اهنگاشو بنویسم  خدا می دونه که من چند صد برگه از آهنگای سیاوش نشوتم ( آدم بیکار همینه دیگه ) اهههههههههههههههه این کولر چه قدر جیر جیر می کنه اعصابم خورد شد  آها درست شد  خب بزار بریم سراغ سیاوش :

ای بازیگر گریه نکن ما هممون مثله همیم

صبحا که از خواب پا میشیم

.. . نقاب به صورت می زنیم

یکی معلم میشه و یکی میشه خونه به دوش

یکی ترانه ساز میشه یکی میشه غزل فروش

کهنه نقاب زندگی تا شب رو صورتای ماست

گریه های پشت نقاب مثله همیشه بی صداست  اشکم در اومد بسسسسسسسسه دیگه

خدا رو شکر یه آهنگه شاد تو این کامپیوتر مسخره پیدا نمیشه   یعنی واقعا پیدا نمیشه ؟

(( زرشک )) مثله اینکه نیست بقول یارو گفتنی گشتم نبود نگرد نیست .

بهههههههههههه مثله اینکه پیدا شد

با من برقص و خودت و بهم بچسبون

موهاتو بکن پریشون دله همه رو بلرزون

آهاااااااا سعید پانتر بای محسنننن

اه اه اه اه این آهنگای فضق فجوض دار کجا بود

استغفرالله

آقا اصلا بیخیاله آهنگ شدیم بیا جت آیدیو رو از بیخ کلوز کردم

یه سوال برام پیش اومده ؟ چرا من این همه بیکارم

بیکار تر ار من هم هست تو این کره خاکی  .... هست ؟؟؟ نیست ؟؟؟؟ نیستت ؟؟؟  واقعا نیست؟

بله دیگه نیست باز هم گشتم نبود نگرد نیست .....

وایییییی  مامااااااااااااااااااان  ال سی دی گوشیم طی یک سانحه شکست بودجه نیست بریم تعمیرش کنیم یه گوشی نوکیا ۱۱۱۲ چرت و پرت گرفتیم تو دستمون اصلا فاز نمیده  باید بدم تعمیرش کنن

البته بودجه باید بدن پدر بزرگوار که از همین تریبون بنده دستشو می بوسم

قربونت برم بابای گلم بابا ی عزیز بهترین بابای دنیا نوکرتیم چاکرتیم این گوشیه مارو ببر تعمیر کنن

به امید اینکه هر چه زودتر به مراد دلمون برسیم و گوشی گرام ما باس سازی بشه

خدا نگهدار

تماس فرت ...

 

 


سه شنبه سوم شهریور 1388 توسط علی



Blog Skin